زنی بی فرزند
Mujer sin hijo
اگر جوانی پرشورترین دوره زندگی است، دورترین فاصله تِره از خودش است. در زندگیاش گروهی از دانشجوها با اجاره آپارتمان روبهرو وارد میشوند؛ جشن میگیرند، کم میخوابند و غذا نمیخورند. تِره مردی را در خانهاش به عنوان اتاقی برای اجاره میپذیرد. میان آنها اعتمادی شکل میگیرد که به تدریج به همانند مادر با فرزندش میشود، اگر تِره آن را به روشی دیگر نبینَد. زندگی نامرئی زنی که در حاشیهٔ زندگی دیگران رشد کرده است و با جهان پر از کارهای نامطلوب، کبودیهای جامانده از شبنشینی و موسیقی دامنهدار روبهرو میشود.