خط داستانی
عثمان کارآفرینی با مقیاس کوچک در محلهای طبقه متوسط و در استانبول است که از یک کارگاه تبدیلشده به دفتر کارش استفاده میکند. او رویا دارد با فروش محصولاتی که از شرق دور وارد میشود و همچنین محصولاتی که خودش اختراع کرده است، ثروتمند شود و در عین حال با دختری که از همان محله دوست دارد ازدواج کند. بزرگترین چالش او برای ازدواج با دختری که عاشقش است، متقاعد کردن پدر دختر است که او یک بازرگان موفق است. عثمان بر این باور است که تنها راه رسیدن به این هدف، دست یافتن به تحولی بزرگ در شرکتش است. او به سفرهای پرماجرایی برای فروش محصولاتش میپردازد، اما همه آنها به بداقبالی و شکستهای خندهدار منتهی میشوند. در سفر برای ثروتمند شدن، تنها همراهان او ارکان و سُنگول هستند که دختر یکی از دوستان خانوادگی محله است. در پایان روز عثمان در مییابد که ثروت هرگز دور نیست.