مهمان شومینه
او یک وکیل ناحیه است و در یک دنباله بیپایان از روزها گرفتار شده است. پنج سال از زمانی که شوهر محبوبش را از دست داده میگذرد. اما به زودی متوجه حضور کسی در آپارتمانش میشود: چیزها در غیاب او شکسته یا جابهجا میشوند... آیا او در حال از دست دادن عقلش است؟ یا شوهر مردهاش سعی دارد با او ارتباط برقرار کند؟ این چیزی است که دوستش مدام به او میگوید... و سپس او با روح شوهرش تماس میگیرد و، ای معجزه، او پاسخ میدهد. او در همه جا نشانههایی میبیند... و دوباره خوشحال است، او با عشق زندگیاش است حتی اگر او فقط یک روح باشد. و سپس او ظاهر میشود. یا بهتر بگوییم از یک دودکش سقوط میکند. او یک فراری است که به قتل نادرستی متهم شده است. او در تمام این مدت با او در تماس بوده است. بنابراین او کمک میکند: او از او دفاع میکند و پرونده را میبرد. در این سفر احساسی، او از درد گذشتهاش، شوهر مردهاش رها میشود و آرامش پیدا میکند. او، مهمان شومینهاش، هنوز هم آنجا خواهد بود وقتی که او با یک شروع تازه به جلو میرود...