خط داستانی
لورا بیستوپنج ساله که پس از سانحه دچار فراموشی شدید شده است نمیتواند ببیند اطرافیانش چه کسانی هستند. خانوادهاش او را به اجبار به سفر دریایی به ترکیه میبرند اما هرچه به مقصد نزدیکتر میشود هدف سفر روشنتر نیست. در مجموعهای از موقعیتها که با تغییر قضاوتها و اصول نسبی روبهرو میشوند، تصمیمهایشان غیرمنطقی میشود.