ابرهای جاری
Drifting Clouds
کوموسوکه از عشق دوران باردار خود فومی یو با قدم به بیرون می رود و به دیدن معشوق قدیمی خود کییوکو می رود. هرچند شوهر کییوکو، ساچیئو و خواهرش هیئارو گمان می کنند که کوموسوکه به دزدی علاقه دارد، او ادعا می کند برادر کییوکو است و در خانه او بی تفاوت می ماند. روزی کییوکو دچار یبوست می شود و از کوموسوکه می خواهد تا مدفوع را از دهان او بیرون بکشد. با حسادت ساچیئو برای از دست دادن سهمش در مکیدن همسرش، او نیز همان کار را با هیئارو انجام می دهد که منجر به فروپاشی خانواده می شود. ملاقات و جدایی افراد عجیب و غمگین. داستان به کجا می انجامد؟