خط داستانی
روستایی نیمه خالی دور از مرکز منطقه، به ساکنان نقشهایی از نمایشنامه استروفسکی تبدیل شده است. با این تفاوت که اکنون با زمان ما سازگار شدهاند. بوبیل و بوبیلیخا ایستگاهداران، بردندیا دیگر تزار نیستند بلکه نگهباناند، لَِ ایل درخشان یک دیجی مد روز است که از مسکو برای تعطیلات باز میگردد و همکلاس Mizgir تاجر موفقی از مرکز منطقه است. تنها سِنِگوروچکا همانند گذشته است. بیاحساس از احساسات، او محکوم است که اطرافیان خود را شیفتهٔ خود کند.