ناگیمه
Nagima
ناگیمه، زنی زشت و بی سواد و بی ارتباط با دیگران که از کودکی در منزلگاه شهری بزرگ شده است، همواره زندگی اش چشم انداز کافی برای موفقیت یا حتی خوشبختی ندارد. ناگیمه یک اتاق کوچک در حاشیه شهر آلماتی را با همیارِ یتیم خانه یعنی آنیا که حامله و به همان اندازه منزوی است اجاره می کند. در میان زایمان فرزند خود، فاجعه ای رخ می دهد و آنیا می میرَد. هرگز مادرش را نمی شناسد و نوزاد تازه متولد باید به یتیم خانه سپرده شود و این چرخه ای شیطانی از زندگی را برای ناگیمه به تکرار می کشاند و او را به شدت افسرده می کند.