خط داستانی
اهالی شهر به طرف یک شب آرام و گرمایی سفر میکنند. نگاهها در کتابخانه به هم میرسند. در یک تمرین ورزشی، دو مرد درباره جایی که عشق را میتوان خرید صحبت میکنند. یک زوج به طور صمیمی به هم بوسه میزنند. او به صورت تنگ در ازای یک خلال خرید با او برخورد میکند. به محض آن که او با یک مُچ خریداری میکند، تماس بهتری سر میزند. شک و تردید پدید میآید. یک زوج در جلسات درمانی به خود میپردازند. در صبحانه، خلال او به اندازه ای بلند به تخم مرغ او میجوید که او از تنفر منجمد میشود. نگاههای برانگیخته در کتابخانه قدرت خود را از دست میدهند. با امید کامل به دنیای ناشناخته میروند. تنها رقص موقتا آنها را فراموش میکند که کی هستند و چه خواهد شد.