کاتیا-کاتیا
Katya-Katya
بهار 1942. کاتیا، دانشآموزی از مسکو، با یک دانشجوی ناوشناسی به نام کستیا که او را نمیشناسد، مکاتبه میکند. وقتی او به جبهه فرستاده میشود، کاروان او باید از مسکو عبور کند و آنها شانس دیدار دارند... روزهای ما. کاتیا، یک ویولنیست با استعداد و دختر وحشی، بدون اینکه متوجه باشد، شروع به دنبال کردن ردپای تاریخ کاتیا و کستیا، همنسلانش از سالهای جنگ میکند. آیا او میتواند داستان عاشقانه شگفتانگیز نوجوانی را که سالها پیش آغاز شده، به پایان برساند؟