این تو نیست منم نیستم
It's Not You, It's Me
دِیو که از التزامگرایی مزمن رنج میبرد، از تصمیمش برای قطع ارتباط با نامزد تقریبا کاملش اکنونِ سابق گیج است. در حالی که سعی میکند او را فراموش کند، صداهای درونی درگیرش به جان میآیند و ذهنش را با تمایلات متضاد درهم میآمیزند. در همین حال، صداهای درون نامتعادلِ کارّیِ او را وادار میکند به دنبال فردی سادهتر برود. با درک اینکه زمان کم است، دیو سفر صمیمانه و گاهی ناهموارِ شخصی خود را آغاز میکند تا ترس از تعهد را کنار بزند.