خط داستانی
سایمون دوازدهساله همه چیز خود را در جنگ داخلی که کشورش را ویران کرده است از دست داده است. «شیر سیاه»، رهبر بیرحم شورشیان ارتش انقلابی خلق، خانواده سایمون را به قتل رسانده و خانهاش را سوزانده است. او که متخصص سلاحها و تاکتیکهای جنگی است، گروهی شورشی تشکیل داده که قصد دارد با کمک سربازان کودک، قدرت را به زور تصاحب کند. سایمون ربوده شده و به یک سرباز کودک تبدیل میشود. او که دچار ضربه روحی شده و با کابوسها دستوپنجه نرم میکند، در حالی که نیروهای ویژه اتحادیه آفریقا آماده حمله به شیر سیاه میشوند، قصد فرار به همراه همرزمانش را دارد.