خط داستانی
زمستانی یخبندان در اولانباتور است. آبل، یک نقشهکش جوان فرانسوی که در مغولستان زندگی میکند، برای یک سمینار به همراه همکاران جدیدش میرود. پس از یک شب نوشیدن الکل، در اردوگاهی از یورتها در دل استپ، تنها از خواب بیدار میشود. گمشده، تصمیم میگیرد در سرمای گزنده به جاده بزند. خوشبختانه، گروهی از موتورسواران عشایر که به طور غیرقانونی طلا استخراج میکنند و پهپاد شکار میکنند - نینجاهای واقعی - او را سوار میکنند.