پوستی که در آن حرکت می کنم
The Skin I Move In
آزادی تصمیم می گیرد نخستین روز تابستان را به بازنگری در زندگی خود و کسانی که در آن هستند بپردازد. به جای تأمل در تفاوت ها، به تشابهات فکر می کند و تاثیر آن ها را بر ذاته می بیند. می فهمد که همه شان یک چیز مشترک دارند — همه زنان هستند. او شروع می کند به ساخت نوایی برای نه تنها حضور غالب زنانه در زندگی اش، بلکه برای تمامی زنان و زیبایی در داستان هایشان از طریق شعرش با عنوان پوست من که حرکت می کند.