شِرلی آدامز
Shirley Adams
شِرلی آدامز روزهای خود را صرف مراقبت از پسر معلولش داناِون میکند — او یک بعد از ظهر بیش از یک سال پیش هنگام بازگشت به خانه از مدرسه در پشت گردنش مورد اصابت گلوله قرار گرفت. از آن زمان خانواده آدامز همه داراییهای دنیا را به خاطر صورتحسابهای پزشکی از دست دادهاند. شِرلی پول ندارد، شغلی ندارد و همسر ندارد — او رفته است. تیرانداز یکی از دوستان دوران کودکی داناِون است. واکنش او به این خیانت به قدری شدید است که تصمیم میگیرد داناِون را از خبر دادن به او منصرف کند تا به خاطر وضعیت عاطفی ناپایدار او آسیب بیشتری نبیند. مصمم به تغییر زندگیشان، شِرلی تصمیم میگیرد تا با شرایط جدید کنار بیاید و امیدوار است داناِون نیز از او پیروی کند.