وداعی با همنگوی
A Farewell to Hemingway
بلغارستان شب پانزدهم اکتبر هزار و نهصد و بیست و دو. پسری جوان آمریکایی ناخواسته مجبور به پیوستن به قطار اورینت اکسپرس است گاریا مدیر ایستگاه و دخترش تمایلی به همراهی غریبه ندارند به تدریج اعتماد می کنند و پدر می فهمد دخترش تصمیم دارد با آمریکایی به پاریس رود و دارویی برای آرام کردن او مخفیانه تهیه می کند تا سوار قطارش کند صبح با خودguest تنها یادداشتی از او مانده است که نوشته است ارنست هیمنگوی