نونا تر ایراتیک
Nona the Erratic
ابو ساری دختر خود نعیمه را برای کار به عنوان خدمتکار به قاهره می فرستد تا به مخارج زندگی کمک کند. او با دیدن درس های مدرسه ابتدایی از پنجره آشپزخانه دانش می آموزد و از پسر صاحبخانه که او را از مطالعه منع می کند پیشی می گیرد. اما پدرش قصد دارد او را با یکی از اقوامش شوهر دهد، بنابراین نعیمه فرار می کند تا مسیر آموزشی جدیدی را آغاز کند.