خط داستانی
ایکس زنی آزاد و به ظاهر قوی اما آسیبپذیر در دهه سی عمر است. او به عنوان تاجر بازار و با کارهای ساختمانی زندگی را میگدرد و با مردان برابر است. او در بازسازی خانهای کهنه و دورافتاده در کوههایِ آر دِش کار میکند به این امید که پسر نوجوانش زاویر که با او بزرگ نشده، به خانه بیاید. دیوارهای در حال مرمت همانند زندگی او هستند که میخواهد به تدریج بسازد. زیرا روشن است سالهای سختی را پشت سر گذاشته؛ به زبان خود میگوید: «من بیثبات بودم». او هنوز به راحتی عصبانی میشود و ممکن است خشمگین و تهاجمی شود.