سرفیره
Sarphira
داستان قاضی دی کی سنتا مردی صادق و سخت کوش است که با همسرش و دو پسرشان راجکیشان و سورش زندگی می کند او مطمئن است راجکیشان صادق و سختکوش است اما از سورش ناامید است که نه تنها نامنصف بلکه خشم خشونت باری دارد که او را در دردسر با پلیس می اندازد تصور کنید شوکه خانواده سنتا وقتی می فهمند سورش به قتل متهم شده و پرونده به پدر سورش ارجاع می شود