اِدوایویا
Adawiya
پدر به ازدواج دخترش با پسر جوان که بیکار است اجازه نمیدهد او در نهایت در یک مرکز آموزشی مهارت میآموزد و به خاطر صدای زیبايش به موسیقی و آواز گرایش پیدا میکند و مشهور میشود او از نامزدش میخواهد دوباره با او ازدواج کند اما پدرش برای دفعه دوم هم مخالفت میکند و اوج اتفاقات شکل میگیرد