خط داستانی
دانشآموزی به نام کیریل تنها یک عیب دارد—او عینک میزند. بنابراین وقتی با همکلاسیاش آینا ملاقات میکند، عینکهایش را در جیبش پنهان میکند و هر بار که او از او درباره عینکها میپرسد، ادعا میکند که آنها را در خانه فراموش کرده است. در همین حال، مادر کیریل معتقد است که تنها عیب او این است که همیشه آنچه را که فکر میکند، میگوید. با این حال، دیدگاههای آنها کاملاً متفاوت نیست. یک روز، کیریل یک دوست واقعی پیدا خواهد کرد — یک ساعتساز پیر که در جنگ جهانی دوم جنگیده است. پسر شگفتزده و خوشحال خواهد شد که بفهمد آینا نوه اوست.