خط داستانی
ناتالیا کوزنتسوا زن هنرمند جوان و موفقی است که در مرکز مسکو زندگی میکند. یک لولهکش برای تعمیر سینک گرفته میآید و مردی از گذشتهاش را مشخص میکند... ملاقات یادآور اولین عشق اوست: در جوانی با ایگور تربین که از خانوادهای بزرگ بود دوست بود ولی به دانشگاه نرفت؛ به خاطر دو برادر کوچک خود کار کرد. او با ماکارن ازدواج کرد، همکلاسی شاد و موفق. اما خوشبختی نیامد. سالها بعد فهمید که عشقش را خیانت کرد و با یک غریبه ازدواج کرد.