مکس و مجسمه
Max and the Statue
مکس از یک فروشگاه لباس برای خرید لباس به یک مهمانی میرود. او یک زره میبیند و آن را خریداری میکند. او آن را به مهمانی میپوشد و کمی مست میشود و بیهوش میافتد. در همین حین، یک موزه زرهی را برای نمایش جدید آماده کرده است. قرار است این زره به نمایش گذاشته شود و برخی مراسمها برگزار شود. اما زره گم میشود و مکس، که بیهوش و هنوز در زرهاش است، به نمایش گذاشته میشود.