خط داستانی
شام برای آقای چودری کار میکند و در یک روستای کوچک در هند با مادرش زندگی میکند. رانجیت، دوست دوران کودکی شام، از خارج برمیگردد و همه از دیدن او خوشحال هستند. رانجیت و شام شباهتهای زیادی دارند: هر دو خوشتیپ، متعهد، خوشبرخورد و مؤدب هستند؛ هر دو تاریخ تولد یکسانی دارند و هر دو همچنین عاشق یک زن به نام بارکا هستند. این شباهت آخر باعث بروز تنش بین آنها میشود، به طوری که شام متهم به باردار کردن زن دیگری به نام روپا و دزدی پول میشود.