خط داستانی
کائوله، پسر یازده سالهای است که با عمهاش در هینریشسفلده، یک روستای کوچک در مکلنبورگ زندگی میکند. این پسر باهوش و پرجنبوجوش دائماً طرحهایی برای کمک به دیگران میریزد. اما از آنجا که این طرحها معمولاً به نتیجه نمیرسند، بیشتر اوقات هممحلیهایش نمیتوانند این طرحها را به خوبی درک کنند. اوضاع زمانی بدتر میشود که کائوله با کارولا، دختری که به تازگی به روستا آمده، آشنا میشود.