خط داستانی
در مقابل ستاد ارتش نجات. یک مرد سالخورده که توسط گروهی از کودکان مورد تمسخر قرار گرفته، تقریباً زیر چرخهای یک ماشین میرود. از دروازههای ستاد، سربازان زن ارتش نجات با آواز و نواختن موسیقی بیرون میآیند. یکی از زنان در راه یک رستوران نزدیک است که دو خواهر، روت و فانی، به عنوان پیشخدمت در آنجا کار میکنند.