خط داستانی
داستان مردی که همواره سعی کرد جا بیفتد او دهانش را می بندد از rules پیروی می کند و کاری که باید انجام دهد را انجام می دهد اما صبحی بیدار می شود که می فهمد چهره اش گم شده است تمام سالهای سازش کار او را از دست داده است هویت او اکنون خالی است بیرون و درون بی نام و بی شکل است با عزم برای انتقام انفجار می کند و دیگر نمی خواهد از قوانین پیروی کند