خط داستانی
روزی روزگاری گربه کوچکی به نام گاسبی وجود داشت؛ گربه دیگری به نام دی در کنار او بود. گاسبی جوان، خوش تیپ و محبوب بود و همه او را دوست داشتند؛ اما دی به گاسبی حسد داشت و از اینکه همه به گاسبی علاقه دارند متنفر بود. روزی دی گاسبی را فریب داد و او را در یک جعبه فدکس که برای پاریس پست شده بود گذاشت. این فیلم قصه دنبال شدن گاستی جوان را دنبال میکند تا از شهر نورها خارج شود در جهانی که گربهای بزرگتر او را در بر میگیرد.