خط داستانی
یک قاضی سالخورده با یک جوان بزهکار که دقیقاً شبیه پسر مرحومش است، روبرو میشود. او تصمیم میگیرد تا جایی که میتواند به او کمک کند، اما پسر با فرار از زندان و بازگشت به جرم، اعتماد او را نقض میکند. او به خانه قاضی فرار میکند که برای او یک توجیه در مورد سرقتی که به قتل تبدیل شده، فراهم میکند. قاضی میداند که در حال به خطر انداختن حرفهاش است، اما احساس میکند که این کار برای خاطر پسر ارزشش را دارد.