خط داستانی
در روز عروسیاش، رابرت به پدرزنش اعتراف میکند که بیست سال پیش، یک خانم را در یک واگن خواب قطار فریب داده است. مادرزنش این مکالمه را میشنود و به رابرت convinces میکند که او همان خانم بوده و این موضوع باعث میشود که عروس رابرت نیز دخترش باشد. وقتی این فریب در نهایت کشف میشود، عروسی در خطر باطل شدن قرار میگیرد.