خط داستانی
پدربزرگ سینتیا وصیتی مینویسد که طبق آن او باید ظرف ۲۴ ساعت پس از مرگش ازدواج کند وگرنه از ارث محروم میشود به خاطر سبک زندگی بیملاحظهاش. اما پرستار پیرمرد و ناتنیش با هم توطئه میکنند تا وصیتنامهای جعلی بسازند که همه چیز را به او بدهد. پس از مرگ او، سینتیا که فکر میکند وصیتنامه هنوز معتبر است، با پیشخدمت جیم داتون ازدواج میکند. جیم به دوست کارآگاهش مراجعه میکند که توطئه را کشف میکند.