خط داستانی
یک روزنامه نگار زندگی شهروندی ضد عفونی شدهای را میگذراند، با زنی از خانوادهای با احترام ازدواج کرده است. اما اختلاف با مدیر در کار بیشتر میشود، ازدواجش ناپایدار است و عارضه پوستی عجیبی ظاهر میشود. پزشکان استراحت در فضای طبیعت و خودکاوی را پیشنهاد میدهند. در کوهستان و خانهای دور از شهر کنار دریاچه، با زنی تنها و غیرسازگار آشنا میشود. نتیجهٔ این ملاقات سودمند است؛ او دوباره قادر به دوست داشتن میشود، بیماری فرو مینشیند و او روابطش با خانوادهٔ همسرش را قطع میکند، با رئیسش مواجه میشود و پیروز میشود و درمییابد که این تنها اولین پیروزی است که او را صیقل داده است