خط داستانی
در این فیلم کودکانه، یک مخترع جوان رویای مهندس شدن را در سر دارد. او حتی یک دستگاه جدید ساخته است، اما قبل از اینکه بتواند آن را تمام کند، به پول بیشتری نیاز دارد، بنابراین او و دوستش شروع به شستن پنجرهها میکنند. دوست مخترع میخواهد از پول برای بازگشت به ایرلند استفاده کند تا بتواند آخرین دیدار را با پدربزرگ بیمار خود داشته باشد. شریک خوبدل او با کمال میل سهم خود را میبخشد. بعداً، او به خاطر نبوغش مورد ستایش قرار میگیرد.