خط داستانی
اسکریپی، شهرنشین، به دیدن پسرعمویش در روستا میرود. اسکریپی یک شوخیکننده است و یک زنگ الکتریکی در دست دارد و دستهگلهای آبپاشی در دکمهاش دارد. اما پسرعمویش به اندازهای که اسکریپی فکر میکند، احمق نیست و برخی از شوخیهای اسکریپی به خود او برمیگردد.