خط داستانی
یک کارتون غیرمعمول که رقابت بین سگ و گربه را با یک رابطه عاشقانه ناامیدکننده مقایسه میکند. سگی که قصد خودکشی با پرش از روی پل را دارد، توضیح میدهد که چرا این کار را میکند. او به آرامی زندگی میکرد تا اینکه ناگهان فلورا، یک گربه سیامی، وارد زندگیاش شد. او به دنبال او دوید اما فلورا او را گرفت و کتک زد. او سعی کرد با فریب دادن فلورا با یک بشقاب شیر، خود را آماده کند اما او با نوشیدن از نی و سپس دزدیدن چکش و زدن به او، او را فریب داد. در این مرحله، سگ نتیجهگیری کرد که فلورا او را طرد کرده و تأثیر عمیقی بر او گذاشته است. پس از یک تلاش ناموفق برای مسموم کردن نوشیدنیاش، او به یک ولگرد تبدیل شد و از همه طرد شد (از جمله بابا نوئل) و همه چیز را از دست داد در حالی که فلورا به زندگی لوکسی دست یافت. پایان داستان. سگ آماده میشود تا بپرد اما در عوض تصمیم میگیرد که به جلو برود، مهم نیست "کدام راه را انتخاب کند". اما او در حین عبور از خیابان توسط ماشینی که فلورا رانندگی میکند، زیر گرفته میشود!