خط داستانی
دو مرد احمق و بیملاحظه باعث رنجش کل اتحادیه جوانان در کارخانه میشوند. قبلاً تصمیم به اخراج آناتولی گراچکین و دوستش ویکتور گراموبوئف گرفته شده بود، اما آنها تحت حمایت نادیا برستوا، زن کوتاهقد و خندهداری که به عنوان فرد محبوب در کارخانه شناخته میشود، قرار میگیرند. در ابتدا، نادیا با بیمیلی و نگرانی این مسئولیت را پذیرفت، اما به تدریج این مأموریت به مهمترین چیز در زندگیاش تبدیل شد.