سنگ، قیچی، کاغذ
Stone, Scissors, Paper
ژان به خانهای کنار رودخانه میرسد تا از شوهر خشونتگرش فرار کند. در آنجا با ردفن، سنگتراشِ متاهل، آشنا میشود و با او رابطهای برقرار میکند.