داستانهای بیرحمانه شوالیهگری ۷: جهنم سرنوشت یک مرد است
Brutal Tales of Chivalry 7: Hell Is a Man's Destiny
شوجیرو هانادا، یاکوزای جوان، پس از از دست دادن خونسردیاش در یک بازی قمار تقلبی و زخمی کردن چند بازیکن دیگر به زندان میرود. وقتی در سال ۱۹۲۷ آزاد میشود، دنیا تغییر کرده است. خواهرش در زلزله بزرگ کانتو فوت کرده و پدرش نیز رفته است. برادرش، جوکیچی، او را به اقامت در خانهی خانوادهاش دعوت میکند و در بار خانوادگی آنها کار میکند. او به آرامی زندگی میکند، به مادرشوهر نابینایش کمک میکند و به تدریج رابطهای با ایکویه، میزبانتی که قبل از دستگیریاش به او کمک کرده بود، برقرار میکند. اما مشکل زمانی پیش میآید که باند ساکن تصمیم میگیرد قدرت خود را نشان دهد.