خط داستانی
خانم ماریا د گوزمان، بانویی زیبا از روندا، شاهد این است که دون دیگو پدر سالخوردهاش را میزند، در حالی که به عنوان برادرش (که قرار است از فلاندریا برگردد) disguised شده است، با او دوئل میکند و او را میکشد. مجبور به فرار میشود و در سفر با دون خوان، یکی از طرفدارانش، که هنوز جنسیتش را پنهان کرده است، همراه میشود. او نمیتواند نزدیکی با یک سرباز که او را مرد میداند را تحمل کند و دون خوان را ترک کرده و به مادرید میرسد. این داستان بر اساس نمایشنامهای از لوپه د وگا است. ماجراهای خانم ماریا د گوزمان، یک نجیبزاده قرن هفدهم: در یک مهمانخانه خدمت میکند، به عنوان مرد لباس میپوشد، دوئل میکند... زندگیای پر از تجربه.