خط داستانی
رانچر راستی ویلیامز در کالج کشاورزی است و مزرعه خود را به دست پسرعمو بزرگترش شرتی میسپارد. اما شرتی میخواهد بیشتر از اداره یک مزرعه انجام دهد - او میخواهد به جستجوی طلا برود، اما پولی ندارد. او دو شریک را به عنوان دو ولگرد فراری استخدام میکند و دو حامی را در قالب دو خواننده سرگردان پیدا میکند. اما سپس راستی ظاهر میشود و چهار کارگر استخدامی او که کمی دست و پا چلفتی هستند، بیکفایتی عمیق لری و کرلی را تشدید میکنند و راستی میخواهد همه آنها را از سرش دور کند.