خط داستانی
کیت فلاناگان و بل دوگان یک کافه در مرکز شهر را اداره میکنند و در حین ارائه دوناتهای معروف محلی خود، به سرگرمی مورد علاقهشان، یعنی مشاجره دوستانه با یکدیگر، میپردازند. این وضعیت زمانی تغییر میکند که بل به طور ناگهانی وارث یک ثروت کوچک میشود که به او اجازه میدهد به جامعهی اشرافی وارد شود و دخترش، جوان، را به یک دبیوتانت تبدیل کند. این موضوع باعث ایجاد شکاف بین دو شریک سابق میشود و نتیجه این میشود که کیت مغرور از پذیرش خوشبختی دوستش امتناع میکند و اجازه نمیدهد پسرش، جری، که عاشق جوان است، نیز این خوشبختی را بپذیرد.