آقای رابینسون کروزو
Mr. Robinson Crusoe
استیو درکسل به طور داوطلبانه خود را در یک جزیره متروکه به خاطر یک شرط میاندازد. او قصد دارد تمدن را دوباره بسازد و یک شهر مینیاتوری از خیابان ۵۲ و خیابان پارک را از جنگل تراش میزند. درکسل با سگش، یک میمون بومی و یک بز وحشی که در یکی از تلههایش گرفتار شده، دوست میشود. او سعی میکند یک بومی را به عنوان مرد جمعه خود از رابینسون کروزو پرورش دهد، اما در این کار ناکام میماند زیرا بومی فرار میکند.