Storyline
در آغاز دههٔ هفتاد، Adem پسري است که در روستای ایجیان همراه با خانوادهاش زندگی میکند. او به تازگی مدرسه ابتدایی را تمام کرده است و میخواهد در تعطیلات تابستان کار کند. با مجوز خانوادهاش برای کار در کنار فروشندهٔ نوشابهٔ گازدار به نام کیمال میرود؛ اما ماه رمضان فرا رسیده و Adem میخواهد روزه بگیرد در حالی که کار میکند. اما به دلیل گرمای روزهای بلند، او با ویـژگیهای توهم مواجه میشود و به نظر میرسد طولانیترین روز زندگی اوست.