خط داستانی
ایلبولا پسر دوازده ساله ای است که در محیطی پرخشونت و کثیف بزرگ شده است. از زندگی خانوادگی اش خجالت می کشد و از برقراری ارتباط با همکلاسی ها دوری می جویَد. ورود پسر جدید به مدرسه نگرش او به همکلاسی ها و دوستی را تغییر می دهد. محور داستان تغییر زندگی ایلبولا است در سطحی که تقریباً همگی ابعاد زندگی را در بر می گیرد.